..


"یاد تورا چگونه ز خاطر برم که عشق

نامت به برگ برگ درختان نوشته است

در هر بهار با نگه جستجو گرم

می جویمت میان گل و رقص برگ ها

من مانده ام به یاد تو در باغ خاطرات

گریان میان خنده ی نقل تگرگ ها

آن کوچه باغ و نسترن و مخمل نسیم

با هر بهار هست ولیکن تو نیستی

اردی بهشت هست هوای بهشت هست

گل بی شمار هست ولیکن تو نیستی .."

..

.

پ.ن۱: ‌‌‌‌‌‌و شبانگاهان که زمزمه می کردم در گوش او از پس فراق با دردی مهلک..

پ.ن۲: ولیکن تو نیستی.

منبع : persis |ولیکن تو نیستی ...
برچسب ها : نیستی ,ولیکن